ساده گویی را از تو آموختم
ساده گفتی دوستت دارم
ساده گفتی برو
ساده می گویی همه چیز دروغ بود
و من نیز ساده میگویم ساده گویی بزرگترین دروغ تو بود ...
نظرات شما عزیزان:
sadegh 
ساعت14:50---6 بهمن 1391
چه موجود عجیبی است این انسان...!
وقتی صدایش می کنی،نمی شنود...
وقتی به دنبالش می روی، نمی بیند...
وقتی دوستش داری، به فکرت نیست...
اما..........
وقتی می شنود که دیگر صدایت گرفته...
وقتی می بیند که خسته در راه افتاده ای...
وقتی به فکرت هست که دیگر نیستی...
sadegh 
ساعت15:45---5 بهمن 1391
کدامـــین چشــــــمه ســمی شــد کـه آب ازآب میترسد؟
کـــه حتــــی ذهــــــن ماهیــــگیر از قــــلاب میـــــترســد؟
گرفــــــته دامـــــــــن شــــــب راغبــــاری آنـــــچنان برهـم
که پلـــک ازچشـــم، چشم از پلک وپلک ازخواب مــیترسد
sadegh 
ساعت18:52---4 بهمن 1391
آدمي را ديدم كه....
با سايه ي خود درد دل ميكرد...
چه رنجي مي كشد وقتي...
هوا ابريست...
sadegh 
ساعت19:07---3 بهمن 1391
من چشم هایم را بستم و تو قایم شدی .....
من هنوز روزها را می شمارم....
و تو پیدا نمی شوی...
یا من بازی را بلد نیستم....
یا تو جر زدی...!!!
sadegh 
ساعت11:38---2 بهمن 1391
خدای خوبِ من؛
زندگی به سختی اش می ارزد؛
اگر تو در انتهای هر قصه ایستاده باشی ...
سلام من شما رو لینک کردم خوشحال میشم منو بلینکید
|